محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )
2603
تاريخ الطبرى ( فارسي )
گفتند . گويد : پس از آن سران قوم جنگاوران خويش را نوشتند و به على دادند و فرزندان و غلامان و وابستگان خويش را گفتند كه با آنها حركت كنند و هيچ كس به جاى نماند ، چهل هزار جنگاور و هفده هزار از ابناى آنها كه به سن پيكار رسيده بودند و هشت هزار از بستگان و غلامان را به على صورت دادند و گفتند : « اى امير مؤمنان از جنگاوران و فرزندانشان كه به رشد رسيدهاند و توان پيكار دارند ، آنها را كه قوت و دليرى دارند صورت دادهايم و گفتهايم با ما حركت كنند . جمعى نيز ناتوانند كه در املاك ماندهاند و به كارهاى لازم اشتغال دارند . » گويد : و چنان بود كه از عربان كوفه پنجاه و هفت هزار كس آمده بودند و هفت هزار كس از وابستگان و غلامانشان كه همه مردم كوفه شصت و پنجهزار كس بودند . سه هزار و دويست كس نيز از مردم بصره بودند و همه جمع وى شصت و پنج هزار و دويست كس بود . ابو الصلت تميمى گويد : على به سعد بن مسعود ثقفى كه عامل وى بر مداين بود نوشت : « من زياد بن خصفه را سوى تو فرستادم ، كسانى را كه از جنگاوران كوفه پيش تو هستند سوى من فرست و در اين كار شتاب كن . ان شاء الله و نيرويى جز به وسيله خدا نيست . » گويد : على خبر يافت كه كسان مىگويند : « بهتر بود ما را به مقابله اين حروريان مىبرد و از آنها آغاز مىكرديم و چون از كارشان فراغت مىيافتيم از آنجا به سوى منحرفان مىرفتيم » و ميان كسان به سخن ايستاد و حمد خدا گفت و ثناى او كرد و گفت : « اما بعد شنيدم گفتهاند بهتر بود امير مؤمنان ما را به سوى اين خوارج مىبرد كه بر ضد وى قيام كردهاند و از آنها آغاز مىكرديم و چون از كارشان فراغت مىيافتيم سوى منحرفان مىرفتيم ، اما به نظر ما گروه ديگر غير از اين خوارج مهمتر است . گفتگوى اينان را بگذاريد و سوى جمعى رويد كه با شما مىجنگند كه ملوك جبار